سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

211

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

كسى با شما تماس نگيرد ؛ چرا كه آن‌ها براى شما مفسده‌اند . امام جعفر عليه السّلام در پاسخ گفت : اى امير مؤمنان ! همانا خداوند سليمان را مشمول عطاى خويش قرار داد و او سپاس‌گزارى كرد ؛ ايوب به بلا گرفتار شد و صبر كرد ؛ به يوسف ستم شد ، ولى او گذشت كرد ، و تو از نژاد آنان هستى . منصور هم ايشان را بخشيد و در انتخاب شهرى براى اقامت مخيّرشان كرد و آن‌ها مدينه منوّره را برگزيدند . « 1 » بسيارى از فقها و علما به قيام ابراهيم پيوستند ، پيشاپيش ايشان عبادة بن عوام فقيه بود كه ابراهيم را تأييد و در جنگ‌هايش شركت كرد . منصور پس از كشته شدن ابراهيم در جست‌وجوى او بود ، اما مهدى فرزندش وساطت كرد و از پدر خواست كه از او درگذرد . منصور نيز او را به مهدى بخشيد و شرط كرد كه او هرگز در بين مردم نيايد و حديث روايت نكند . او نيز پيوسته متوارى بود تا آن‌كه منصور مرد . چون مهدى به خلافت رسيد به او اجازه داد تا ميان مردم ظاهر شود و حديث روايت كند . « 2 » منصور بر امام ابو حنيفه هم به سبب پشتيبانىاش از قيام ابراهيم خشم گرفت و به عيسى بن موسى كه در كوفه بود نوشت تا ابو حنيفه را به بغداد بفرستد . « 3 » اصفهانى از سرنوشت ابو حنيفه چنين مىگويد : ابو جعفر منصور ، ابو حنيفه را به صرف غذا دعوت كرد و ابو حنيفه غذايى خورد و سپس آب خواست . به او شربت معجون عسلى نوشاندند كه مسموم بود و او فرداى آن روز وفات يافت . وى را در بغداد در مقابر معروف به خيزران « 4 » دفن كردند . « 5 » بعد از كشته شدن محمد و ابراهيم ، عبد اللّه بن حسن و خاندانش هم‌چنان در زندان منصور بودند و عدد آنان كاهش يافته بود ، به سبب آن‌كه بسيارى از آن‌ها در اين زندان تاريك و نامناسب مردند و فقط پنج نفر از ايشان زنده بودند . منصور به حاجبش ربيع بن يونس دستور داد سر ابراهيم را به زندان ، نزد پدرش عبد اللّه ببرد . عبد اللّه سر پسر را گرفته

--> ( 1 ) . همان ، ص 351 . منظور از جعفر بن محمد ، امام جعفر صادق عليه السّلام است . ( 2 ) . همان ، ص 367 . ( 3 ) . خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 331 - 333 . ( 4 ) . خيزران همسر مهدى و مادر هادى و رشيد است . ( 5 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 368 .